ساختار قدرت سیاسی آق قویونلو ها و نقش خاندان صفوی در سقوط آن حاکمیت

نویسندگان

چکیده

چکیده
       با نگرش عمیق در متغیرهای شکل دهنده به قدرت سیاسی حکومت « آق قویونلوها» که در بخشی از تاریخ ایران، یعنی از اواسط قرن نهم تا اولین سالهای قرن دهم هجری قمری حضور داشتند، می­توان به­ این نتیجه رسید که اساس «ساختار سیاسی» این حاکمیت از ابتدای تشکیل سست وبی بنیان بودند.اگرچه زمانی به اقتدار بزرگی دست یافتند وتوانستند، اساس یک امپراطوری را برای خود ایجاد کنند، ولی همین عامل به تدریج موجبات اضمحلال، اساس از بین رفتن اقتدار مرکزی ودر نهایت سقوط آن سلسله را فراهم نمود.ضعف در ساختارسیاسی ابتدا باعث آشفتگی در دستگاه سیاسی شده و سپس آثار این وضع خود را در ارکان نظامی، اداری واقتصادی حکومت پدیدار نمود. در نهایت هرج ومرج اساسی درهمه ارکان حاکمیتآق قویونلوها بوجود آمده ونتیجه این امر سقوطدولت بوسیله صفویان بود. اگرچه این یک واقعیت مسلم تاریخی است که صفویان با برنامه ریزی قبلی یعنی ازحدود دو قرن قبل و با استفاده از بستر مناسب آماده تبدیل نفوذ معنوی خود به اقتدار سیاسی بودند، اما بررسی ها نشان می دهد که در حقیقت این سستی ساختار سیاسی حکومت آق قویونلوها بود که زمینه لازم را برای تشکیل سریع حکومت توسط صفویان فراهم آورد.

واژگان کلیدی :آق­قویونلوها. صفویان. ضعف ساختار سیاسی. اضمحلال و انحطاط.

کلیدواژه‌ها