بررسی تعاملات سیاسی سلاجقه بزرگ در قبال دستگاه خلافت عبّاسی (طغرل تا برآمدن برکیارق)

نویسندگان

چکیده

چکیده
حکومت سلجوقیان از جمله حکومت های ترک تبار بود، که با شکست غزنویان در سال 431 ه.ق شکل گرفت. در این دوره، وسعت امپراطوری سلجوقیان از مرزهای غربی چین (کاشغر و ختن) تا دریای روم گسترش پیدا کرد و یک دولت قدرتمند در سرزمین ایران پا گرفت، دولتی که تا سال 590 ه.ق  یعنی بیشتر از یک سده و نیم دوام یافت. سلاجقه در طول حکومت 161 ساله ی خود با 9 نفر از خلفای عبّاسی هم عصر بودند. آنان برای مقبولیت و مشروعیت حکومت خود نیازمند تأئید و حمایت معنوی خلیفه ی عبّاسی بودند. بنابراین خلیفه ی عبّاسی را به رسمیّت شناخته و در قبال آنها سیاست مسالمت آمیزی را پیش گرفته، و سعی نمودند رابطه ی عمیق و نزدیکی را با آنان برقرار نمایند. از سوی دیگر دستگاه خلافت عبّاسی نظربه برخی تحوّلات سیاسی در ایران و بغداد و مهمتر از همه ضعف سلسله آل بویه، از این فرصت تاریخی استفاده کرده و به عنوان اهرم قدرت و بازسازی خلافت، به سلجوقیان متوسّل شدند و به نام آنها خطبه خواندند. در این نوشتار برآنیم که عناصر تأثیرگذار در تعاملات سیاسی سلاجقه از دوره ی طغرل تا برآمدن برکیارق با خلفای عباسی (القائم و المقتدی) و تأثیر پیامدهای آن را بررسی کنیم.
واژگان کلیدی: طغرل، آلب ارسلان، ملکشاه، القائم، المقتدی، تعاملات سیاسی

کلیدواژه‌ها