اندیشه های سیاسی در متون مزدایی متاخر

نویسندگان

چکیده

چکیده:
 
بخش مهمی از ادبیات ساسانیان که در عصر اسلامی و در دوره ای طولانی ( قرن دوم تا قرن هفتم هجری ) نگاشته شده است؛ در واقع کوششی آگاهانه به منظور حفظ میراث کهن فرهنگی بود که در طول زمان دانشمندان دین آگاه و علاقمند به گذشتهی فرهنگی ایرانیان را به تلاشی پیگیـر برای بقای آن آثار که در واقع میراث فکری و اعتقادی مردمان گذشته به شمار میآمد تشویق می نمود. برخی از آن یادمانها به احیای دین، در رستاخیزی که در تقدیر ایرانیان نگاشته شده بود اشاره مینمود و امیدی را برای دین باوران زرتشتی در جهت بازیابی گذشته ایجاد میکرد. این آثار دینی تا چه حدود مشحون از اندیشههای سیاسی بوده و جهت گیریهای خاصی را در فرایند تقویت بنیههای ملی و سیاسی ایرانیان فراهم مینمود موضوع این مقاله میباشد. بیگمان ایرانیان سرنوشت خویش را بر اساس بنیادگرایی تقدیری که آیین مغان آن را فراهم نموده بود و طبیعی است که متون آنان نمیتوانست سرشار از روحیهی مبارزاتی و یا سیاسی باشد. نکته قابل توجه آن است که در عصر اسلامی نوشتههای مزدایی متأخر که به خط فارسی میانه فراهم میشد به دلیل عدم آشنایی مردم ایران با آن خط و کمبود ارتباطات دینی بین مزدیسنان، نمیتوانست اندیشه ساز فکر سیاسی و تبلور آن در ساختار اجتماعی مردم ایران باشد. با این حال متون مزدایی از اهمیت سیاسی عاری نیست و حتی برخی از متون همچون دینکرد که واپسین دانشنامه زرتشتی در عصر اسلامی است از تاثیر بی چون و چرا فلسفه اسلامی نیز خالی نیست و سعی دارد شرایط موجود را به هر حال بپذیرد. در این مقاله، برای رسیدن به چنان اهدافی، از ادبیات دینی مزدایی که اشتهار بیشتری در فضای نگارشهای سیاسی زرتشتی در عصر اسلامی دارند استفاده شده و تلاش میشود در فضای مه آلودی که بویژه در قرون نخستین اسلامی در ایران پدید آمده بود آرمانهای سیاسی ایرانیان را در لابلای متون مزدایی مورد توجه قرار دهد. 

واژگان کلیدی : آیین زرتشت، دینکرد، به دینان، نامهی تنسر، اندیشهی سیاسی.

کلیدواژه‌ها