بررسی چالش های سیاسی اجتماعی روند گذار به عصر رنسانس

نویسندگان

چکیده

چکیده

در قرن 11 الی 14 میلادی که اواخر قرون وسطی ( 1453 – 395 م ) نامیده می شود پاپ ها یا خلیفه های اعظم مسیحیت همچنان بر سرزمین اروپا استیلاء مطلق داشتند. که همگی سران آن بلاد گوش به فرمان ایشان بوده و اوامر او را مطیع و اجراء می کردند. فئودالیسم به عنوان یکی از قدرت های بازوی پاپ از آن جمله بودند که دسترنج زارعین و رعیت را به نفع پاپها به یغما برده و در نظام کشاورزی آن دوران وضعیت سختی را تحمیل می نمودند.
تأثیر شکست بی نتیجه و جانسوز جنگهای صلیبی در اذهان مردم، ناکارآمدی نظامی خصوصاً دریانوردی، مدیریتی، پزشکی و علوم دیگر، بیسوادی و فقدان صنعت چاپ، دادگاههای تفتیش عقائد و کشتارهای نا به حق، تضعیف زنان از یک طرف و از طرف دیگر اقتدار روز افزون حکومت عثمانی مدعی دین اسلام در فتح قسطنطنیه ( 1453 ) و فرو ریختن پایه های هزار ساله نظام امپراطوری روم شرقی (تشکیل شده از 395 م ) مدعی مسیحیت به عنوان بازوی پاپ و همچنین جریان اصلاحات مذهب مسیحیت ( پروتستان ) همگی دست به دست هم داده تا اینکه انتقال قدرت به مِنَصَّه ظهور رسید. پاپها خلع سلاح شده و در پشت دیواره های غیر نظامی واتیکان سکنا گزیدند.و سرانجام استحکامات خرافه پرستی راهی دره اضمحلال شد، مطالعه، تجربه، تحقیق، تلاش، آزادی و عدالت سر لوحه برنامه سران اروپا قرار گرفت و نام آنرا " نوآوری یا رنسانس" نامیدند.

واژگان کلیدی :چالش، قرون وسطی، رنسانس، پاپ و کلیسا، اروپا، جنگ های صلیبی، اصلاحات، اکتشافات، اقتصاد،سیاست،استعمار، مذهب، هنر، ادبیات و علوم

کلیدواژه‌ها